|
برگ زردی در بهار
جای هیچکس را هیچکس دیگر نمی تواند پر کند
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند [ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 23:26 ] [ Payam ]
[ ]
روز پاییزی میلاد تو در یادم هست / روز خاکستری سرد سفر یادت نیست ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر یادت نیست تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست / نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست یادم هست …. یادت نیست خواب روزانه اگر در خور تعبیر نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،یادت نیست من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید / کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی / باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل / آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست یادم هست …. یادت نیست ....به یاد او (P ) که دیر آمد و زود رفت....(تولدم مبارک..!!!!)
[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 17:14 ] [ Payam ]
[ ]
دوست دارم تنها باشم با خیالی ؛ خالی از با تو بودن ها دوست دارم به یاد آن روزهای گذشته در خلوتی کنج آرام این اتاق خالی به یاد آن روزگاران خاطراتم را یاد کنم
[ دوشنبه 30 آبان1390 ] [ 14:27 ] [ Payam ]
[ ]
[ دوشنبه 30 آبان1390 ] [ 13:45 ] [ Payam ]
[ ]
خدایا مرا ببخش بخاطر درهایی که کوبیدم ولی، خانه تو نبود...
[ یکشنبه 29 آبان1390 ] [ 14:59 ] [ Payam ]
[ ]
کسی دیگرنمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم ومن چون شمع میسوزم ودیگرهیچ چیز از من نمی ماند ومن گریان ونالانم، ومن تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما، کسی حال من غمگین نمی پرسد ومن دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم درون سینه ی پرجوش خویش اما، کسی حال من تنها نمی پرسد ومن چون تک درخت زرد پایئزم که هردم با نسیمی میشود برگی جدا ازاو وهیچ چیز ازمن نمی ماند... [ دوشنبه 23 شهریور1388 ] [ 15:21 ] [ Payam ]
[ ]
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو
نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونه طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ... [ یکشنبه 15 شهریور1388 ] [ 3:47 ] [ Payam ]
[ ]
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ... همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است... [ پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ] [ 16:52 ] [ Payam ]
[ ]
هر کسی اومد سنگی به دلم زد و رفت... با محبتش آشنام کرد و رفت... با تمام عشقش عاشقم کرد و رفت... با تمام احساسش رفیقم کرد و رفت... یک روزی هم با کوله بار غمش تنهام٬ گذاشت و رفت... حالا من موندم و با خاطرات رفتنش...
[ پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 ] [ 4:7 ] [ Payam ]
[ ]
شبی که رفتی در خیابان نشستم گریه کردم... از غم دردی که دیدم بی تو هستم گریه کردم... خواستم از آرزوهای دلم حرفی بگویم... چون نبودی باز با یادت نشستم گریه کردم... از غرورم کوه ها را زیر پایم می نهادی... مم برایت این غرورم را شکستم گریه کردم... گرچه لبخندی زدم گفتی «خداحافظ» ولی من... تا تو رفتی عقده ی دل را گسستم گریه کردم... خواستم چون لحظه ای از دیدنت غافل نگردم... چشم را پشت سرت دیگر نبستم گریه کردم...
[ پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 ] [ 3:7 ] [ Payam ]
[ ]
[ جمعه 30 اسفند1387 ] [ 0:23 ] [ Payam ]
[ ]
به انتظارت خواهم ماند تا ابد برای همیشه زیرا میدانم به سوی من باز خواهی گشت پس با همه ی توانم سختی این جدایی را تحمل خواهم کرد، به انتظارت خواهم ماند زیرا قلب من با هر تپش خود آهنگ خاطرات گذشته را می نوازد، قلبی که در آن خاطره و خوشی های با تو تا ابد مدفون است حتی اگر بدانم جسمت به سوی من باز نمی گردد باز هم به انتظارت می نشینم ، شاید روزی صدای پایی را بشنوم که از آن تو باشد، به انتظارت خواهم ماند....مسافر [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 17:28 ] [ Payam ]
[ ]
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم. خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم. خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم. در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم. و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد. و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد. چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 16:0 ] [ Payam ]
[ ]
بغض کن اما نبار، خشک شو اما نریز، دیر کن اما بیا...... [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 15:47 ] [ Payam ]
[ ]
رفیق روزهای خوب،،،رفیق خوب روزها...
بابهاری زیبا
بادلی رفته زدست زیرلب می خوانم کاش می شد به تو گفت:که تنها سخن شعر منی تونرو دور نشواز سر من توبمان تا که نمیرد دل من...! عسل بانو [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 14:39 ] [ Payam ]
[ ]
[ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 14:32 ] [ Payam ]
[ ]
زیر خاکستر ذهنم باقیست آتشی سرکش و سوزنده هنوز یادگاری است ز عشقی سوزان که بود گرم و فروزنده هنوز [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 14:9 ] [ Payam ]
[ ]
از یاد نبر که از یاد نبردمت! در اتاق من باران بارید! آه............ [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 13:53 ] [ Payam ]
[ ]
کاش می شد هیچ کس تنها نبودکاش می شد دیدنت رویا نبودمن دعا کردم برای بازگشتدست های تو ولی بالا نبودگفته بودی که فردا میرسیکاش روز دیدنت فردا نبود [ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 2:41 ] [ Payam ]
[ ]
بنام آنکه اگر حکم کند ماهمه محکومیم... عابر روزگار من ببین که خیلی خسته ام رنگ خزون گرفته ام، بار سفر رو بسته ام دیگه بهار زندگیم رنگ خزون گرفته ببین که بی وفائیات زندگیمو ازم گرفته کاشکی برای دل من یه قصه گو میموندی هروقت دلت خواست خودت برام میخوندی ازم نخواه بهت بگم چی رودارم می بینم به دست حق می سپارمت عزیزآخرینم دیدار ما به آخرت چه تلخه رسم سرنوشت نفرین به روز و روزگار چه قصه ای برام نوشت ...!
[ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 2:25 ] [ Payam ]
[ ]
[ پنجشنبه 29 اسفند1387 ] [ 2:5 ] [ Payam ]
[ ]
[ چهارشنبه 28 اسفند1387 ] [ 3:21 ] [ Payam ]
[ ]
[ چهارشنبه 7 اسفند1387 ] [ 15:55 ] [ Payam ]
[ ]
[ چهارشنبه 7 اسفند1387 ] [ 15:24 ] [ Payam ]
[ ]
[ یکشنبه 23 دی1386 ] [ 20:37 ] [ Payam ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |